تبليغاتX
با تو بودن نتوانم بی تو بودن نتوانم
سلام

خوبین دوستای گلم از امروز بگم براتون که رفته بودم به وبلاگ یکی از دوستام به اسم مسافرغریب این دوست عزیز ما تنها کسی بود که روز جهانی زن و دفاع از حقوق زنان را ارج نهاده بود و کلی حرفای قشنگ در مورد حقوق زنان زده بود از کلیه خانوم های عزیزی که به وب من سر می زنن می خوام که حتما به وبلاگ این دوستمون سر بزنین تو پیوندهای روزانه من لینکشون هست خیلی واسم جالب بود

حالا از شوخی که بگذریم منم می خوام مثل این دوست عزیز یه کم باهاتون شوخی کنم واسه همین چند تا مطلب فوکاهی واستون می نویسم تا یه کم بخندین

ني ني که ازخواب پا ميشه جيش داره...........زنبور که روگل ميشينه نيش داره...............حاجي که از مکه مياد ريش داره........شطرنج که بازي ميکني کيش داره .........اين ريسيور رو پشت بوم ديش داره.....چوپون که تو بيابونه ميش داره........اين تلفن که مي چتي اخره ماه یه فیش داره......قبض موبایلت رو نگم آخر ماه گریه داره....گریه نکن 

حالا یه چیز بگم براتون در مورد ابراز عشق پسرای عزیز به دوست دختراشون :

عزيزم ! هر کسي غير من بهت « ميگه دوست دارم »باور نکن ! آخه رويا تو تنها کسي هستي که مي پرستم . مريم من واقعا واست ميمرم . ميدوني چيه زهرا ؟ اصلا زندگيم بدون تو فايده نداره ! خدا شاهده سيمين , شب ها از عشقت خواب ندارم . مامانم ميگه فکر ناهيد ديوونه ات کرده ! هر چي بهش ميگم من غير از سپيده کسي رو نميخوام باورش نميشه ! تو بگو عاطفه جونم ! بايد چيکار کنم ؟

بهتر حرفای هیچ کدومشون رو باور نکنیم

 

راستی حوزه علمیه قم ورق بازی رو مجاز اعلام کرد می گی نه نگا کن:

 به آخونده ميگن در چه صورت بازي ورق مجاز ميشه. آخوند می گه:باسه شرط زير:1- اسم شاه ولايت فقيه بشه 2-بي بي چادر سرش كنه3- سربازها عضو بسيج بشن

 

 شعار 22 بهمن امسال اين بود دخترها با فرياد داد مي زدند: ((نه روسري نه تو سري حكومت دوست پسري!)) پسرها هم در جوابشون مي گفتند نه سربازي نه جان بازي بزن بريم دختر بازي

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 9:58  توسط ملیکا  | 


دليل بودنم تو هستي و در تك تك نفسها يم تو را به رمز زندگاني در سكوت مي جويم كاش ازوراي نگاه آسماني ات مي شدتمام حرفهاي تورافهميد يا ازميان اينهمه ابرفاصله گذركردياتوبر زمين به من مي رسيدي يامن به آسمان نظر مي كردم اي مهربان به هركجايي كه باشي درانديشه توخواهم بود حتي در سكوتي كه مرادرخودخواهدراند


وقتي خدا تو رو به لبه صخره هدايت مي کنه، بهش کاملاً اعتماد کن. فقط يکي از اين دوتا اتفاق ميافته : يا مي گيردت وقتي مي افتي، يا بهت ياد ميده پرواز کني


مراقب خرجهای کوچک باش،شکافی کوچک می تواند کشتی بزرگی را غرق کند. یا چیزی بنویس که ارزش خواندن را داشته باشد یا کاری بکن که ارزش نوشتن داشته باشد. کسی که عاشق خودش باشد هیچ رقیبی نخواهد داشت. حماقت یعنی کار واحدی را بارها و بارها انجام دادن و انتظار نتایج مختلف داشتن. جایی که ازدواج بدون عشق باشد حتماً عشق بدون ازدواج نیز خواهد بود.


بهت نمي گم دوست دارم ، ولي قسم مي خورم دوست دارم ، بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت مي دم ، چون همه چيزم تويي ، نمي خوام خوابتو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از خوابي ، اگه يه روزي چشمات پر از اشك شده دنبال يه شونه گشتي كه گريه كني ، صدام كن ، بهت قول نمي دم كه ساكتت كنم منم پا به پات گريه مي كنم ، اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشي تا سرش داد بزني ، صدام كن قول ميدم ساكت بمونم


عشق كليد شهر قلب است به شرط آن كه قفل دلت هرز نباشد كه با هر كليدي باز شود

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 9:23  توسط ملیکا  | 

روزهام همینطوری پشت سر هم میان و می رن

نمی دونم احساس می کردم قبلا از روزهای زندگیم بیشتر لذت می بردم اما الان چی بگم ؟؟؟

همیشه انتظار می کشم انتظار چی با کی خودم هم نمی دونم اصلا چند وقتی هست که همین طوری سردرگم شدم دنبال خیلی چیزا می رم اما فایده نداره همه چیز واسم بی فایده ست

دلیلش اینه که این قدر توی زندگیم به این و اون اعتماد کردم و ضربه خوردم که نگو و نپرس دیگه از زندگی کردن سیر شدم خسته شدم دلم می خواد خدارو پیدا کنم و از دست بنده هاش شکایت کنم دلم می خواد بگم آخه خدا کجا نوشتن که به هر کی خوبی کنی با بدی جوابت رو بدن مگه تو خدای ما نیستی پس چرا می ذاری بعضی ها این قدر راحت به دیگران ظلم کنن و به روی خودشون هم نیارن

می خوام بگم خدا جون چند دفعه زد به سرم که بیام پیشت اما ترسیدم از اینکه .....

چرا می گن اگه خودتون رو بکشین می رین تو جهنم مگه این دنیا بهشته ؟؟؟؟

تو رو خدا شما بگین چه کار کنم   آدم تو این دنیا به کی باید اعتماد کنه

شما بگین ..............

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 12:16  توسط ملیکا  | 

چقدر زود دیر می شه ؟؟؟؟!!!!!

آدما همیشه فکر می کنن که زمان رو در اختیار دارن اما به خودشون نمی خوان بقبولونن که این زمانه که اونا رو در چنگ خودش اسیر کرده ...

آدما همیشه فکر می کنن برای جبران کردن خیلی وقت دارن اما نمی دونن که هر چیزی رو نمی شه جبران کرد

آدما همیشه فکر می کنن که با گفتن یه ببخشید می تونن دل کسی رو که شکستن دوباره بدست بیارن اما نمی دونن که چینی بند زده شده دیگه مثل روز اولش نمی شه

آدما همیشه فکر می کنن اگه معذرت خواهی کردن و طرف نبخشید دیگه اونا مقصر نیستن اون طرف کینه ای و مشکل داره که اونا رو نمی تونه ببخشه

یکی نیست بگه آدما نفری یه میخ بگیرین تو دستتون و بکوبین به یه دیوار فردای اون روز هم برید و میخ ها رو از توی دیوار در بیارین می خوام بدونم اون دیوار مثل روز اولشه یا جای زخمی که شما با میخ بهش زدین هست ؟؟؟!!!!

آره دل ما از اون دیوار هم بدتره ولی مشکل اینجاست که همیشه کسی که در مقابل ما قرار می گیره حق رو به جانب خودش می ده و انتظار داره که همیشه بخشش از طرف ما باشه

هیچ کس نمی تونه دیوار دل ما رو ببینه

کاش آدما می تونستن دیوار دل همدیگر رو ببینن شاید اون وقت با رفتاراشون تو دل همدیگه میخ نمی کوبیدن تا بعدا بخوان با زحمت اون میخ و بیرون بکشن و اگه بازم دلت صاف نشد تو رو کینه ای بدونن

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 10:7  توسط ملیکا  |