|
|
|
||||
|
سلام به همه دوستاي خوبم امروز كه اومدم و سري به نظراتم زدم ديدم دوست عزيزم مسافر غريب برام نظر گذاشته بود رفتم كه سري به وبلاگش بزنم و حال و احوالي بپرسم ديدم كه بله آقا از همه خداحافظي كردن و مي خوان كركره رو پايين بكشن تواين وبلاگ و در اين لحظه اول از همه از اين دوست عزيز مي خوام كه اين كار ناپسند رو انجام نده چون كلاً فعلي كه انجام مي شود حرام است. دوم از همه دوستاني كه نسبت به ايشان ارادت دارند مي خوام كه كاري كنن كه دوستمون از كارش پشيمون بشه و برگرده سوم مي خوام بگم بابا جان حداقل به ما بگو چي شده كه ناقافل مي خواي بذاي بري دوست دارم كه بداني و بدان كه دوست دارم هميشه در كنار ما بماني
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 10:46 توسط ملیکا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام دوستای خوبم
می خوام یه شعر زیبا رو که بیانگر احساس درونی من تو این مدته رو براتون بنویسم تا شما هم بیاید تو حال و هوای من امیدوارم خوشتون بیاد. من ديگه خسته شدم ، بسكه چشام بارونيه! پس دلم تا كي فضاي غصه رو مهمونيه! من ديگه بسه برام تحمل اين همه غم بسه جنگ بي ثمر براي هر زياد و كم وقتي فايده اي نداره ، غصه خوردن واسه چي؟ واسه عشقاي تو خالي ، ساده مردن واسه چي؟ نمي خوام چوب حراجي رو ، به قلبم بزنم نمي خوام گناه بي عشقي ، بيفته گردنم نمي خوام دربه در پيچ و خم اين جاده اين شم واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم يا يه موجود كم و خاليه پر افاده شم وايسا دنيا ، وايسا دنيا من مي خوام پياده شم همه حرف خوب مي زنن ، اما كي خوبه اين وسط ؟ بد و خوبش با شما ، ما كه رسيديم ته خط! قربونت برم خدا ، چقدر غريبي رو زمين! آره دنيا ما نخواستيم ، دل رو با خودت نبين اين همه چرخيدي و چرخوندي آخرش چي شد؟ اون بليط شانس دايم ، بگو قسمت كي شد؟ همه درويش، همه عارف، جاي عاشق پس كجاست؟ اين همه طلسم و ورد ،جاي خوش تو پس كجاست؟ نمي خوام دربه در پيچ و خم اين جاده اين شم واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم يا يه موجود كم و خاليه پر افاده شم وايسا دنيا ، وايسا دنيا من مي خوام پياده شم
+
نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 9:45 توسط ملیکا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان هست
*
مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد... *
مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟ مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم... مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد ... *
مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟ *
مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم. مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و ... مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي! *
مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...
*
مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...
مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟ مشتري : نه. *
مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خريده. *
مرکز : و الآن F8 رو بزنين.
مشتري : کار نمي کنه. مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟ مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته... *
مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟ مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم. مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد. مشتري : باشه. مرکز : کيبورد با شما اومد؟ مشتري : بله مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟ مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه ... اون يکي کار مي کنه! *
مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟ *
يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟ مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد. مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟ مشتري : پنج تا ستاره. *
مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري : Netscape مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست. مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer *
مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!
*
مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟ مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟ مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟ *
مرکز : چه کمکي از من برمياد؟ مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم. مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟ مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 16:45 توسط ملیکا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نرسيديم به هم بازی يک تقديريم
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 10:17 توسط ملیکا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام دوستان خوبم
باید من رو ببخشید که این قدر دیر اومدم و تازه می خوام بهتون تبریک بگم . راستش یه مدت بود که نمی تونستم بیام . به بزرگی خودتون من رو ببخشید . به نوبه خودم می خوام به همه شما عزیزان سال نو رو تبریک بگم و براتون سالی سرشار از موفقیت و کامیابی آرزو می کنم . برای همتون آرزو می کنم که به هر چی که می خواین برسین . دعا می کنم همه دخترای گل که مجرد هستن و همه پسرایی که هنوز ازدواج نکردن و دلشون برای تشکیل خانواده جدید پر می زنه مزدوج بشن . دعا می کنم همه اونایی که تو این ایام نوروز پای سفره عقد نشستن و با صدای بلند گفتن بببببببببببببله خوشبخت بشن و دست راستشون زیر سر ما بذارن. دعا می کنم همه اونایی که چند ساله ازدواج کردن اگه بچه ندارن خدا بهشون یه بچه تپل موپل بده دعا می کنم همه اونایی که بچه دارن خداوند یاریشون کنه که بچه هاشون رو درست تربیت کنن. چون اگر چه بچه عزیزه اما تربیتش عزیزتره دعا می کنم که همه پدر مادرا تا صد سال زنده باشن و سایه شون بالای سر بچه هاشون باشه . اما فقط یکم بیشتر جووناشون رو درک کنن دعا می کنم ............................................... همیشه شاد و پیروز و سربلند باشید.
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 12:3 توسط ملیکا
|
|
|||||
|
|||||