تبليغاتX
با تو بودن نتوانم بی تو بودن نتوانم
 

بر سنگ مزارم بنویسید که او خسته دلی بود در این خلوت خاموش

بنویسید که او زاده غم بود و ز غمهای جهان گشته فراموش    

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 14:57  توسط ملیکا  | 

سلام

خیلی سعی کردم که دیگه نیام

اما نتونستم شاید متوجه شده باشین که مدتیه نیومدم اما نشد دیگه

امروز خیلی خسته ام

از کار زیاد از توقع بیجای همکاران پرورو و خیلی چیزای دیگه

دلم تنگ شده برای خانه خدا برای زیارت امام رضا خوش به حال اونایی که الان اونجان. یکی از همکارام دو سه روزه رفته مکه خوش به سعادش یکی دیگشون رفته مشهد و تا چند روز دیگه میاد.

اومدم اینجا بگم که یا امام رضا ما که لیاقت نداریم بیام پیش تو حداقل شفاعت ما رو بکن زیارت خونه خدا بریم .

می دونین شاید اونقدر از نظر روحی مهیا نشدم که چند سالی نتونستم پابوسشون برم کمی از این امور دنیوی خودم رو خلاص کنم

همه زندگیم شده اینکه کله سحر از خواب پاشم بیام اداره بعد از ظهر کلاس شب خونه و خواب نه تفریحی نه دوستی نه همدمی زندگی ماشینیه دیگه

ما هم شدیم آدمای ماشینی خوش به حال آدمایی که رسمین نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 12:5  توسط ملیکا  |